|
همه با هم اورکلاک!
|
|
|
|
||||
|
الان که دارم این مطلب رو می نویسم مسابقات در جریانه. ساعت به وقت تایپه 9:45 هست اما به احتمال زیاد تو ایران شما در خواب خوش به سر می برید به خاطر اینکه الان اونجا باید ساعت 5:10 صبح باشه. این یعنی حدود 4 ساعت و نیم اختلاف. به هر حال... دیشب که شب 24 سپتامبر بود، مراسمی برگزار شد که می شه گفت یه جور مراسم خوشآمد گویی بود. یعنی نه دقیقا خوش آمد گویی. یه جور معرفی و حوش آمد گویی و شام و همه این چیزها. اما خوب راستش زیاد بد نبود. ولی خوب ویزای یکی از بچه های تیم به مشکل خورد و یه روز دیرتر رسید. یعنی دیشب ساعت 12 شب و خوب ما هم همش تو مراسم نگران بودیم که نکنه نتونه به موقع برسه و یا اینکه معطل بشه و از این حرف ها اما به لطف خدا و تلاش دوستان خودش رو تونست برسونه. ولی به هر حال مراسم دیشب رو از دست داد. راستش نمی دونم چرا اینقدر دارم پراکنده گویی می کنم اما جو مسابقات واقعا سنگینه. می دونید وقتی توی یک کشور غریب (!) با کلی آدم خارجی که هرکدوم تجربه شرکت تو ده تا مسابقه مثل این رو دارند مواجه می شید، هول شدن و خودتون رو باختن طبیعی ترین چیزیه که ممکنه باهاش مواجه بشید. اما خوب بعد از این همه مقدمه بریم سر اصل مطلب! مراسم دیشب بیشتر درباره معرفی محصولات جدید بود. کلی آدم اومدن و خیلی کوتاه حرف های خودشون رو زدن و رفتن. اما اصلی ترین چیزی که دیشب معرفی شد، مادربردهای جدید گیگابایت بر پایه چیپ ست های X58 بود و البته تکنولوژی جدید گیگابایت که با نام Ultra Durable3 شناخته میشه و به زودی در محصولات جدید مورد استفاده قرا خواهد گرفت. بعد هم یه مقدار در رابطه با چیپ ست های X58 و پردازنده های جدید اینتل شد که کی میان و چه روزی معرفش خواهند شد. البته خوب مهمترین بخش مهمونی دیشب که در بلند ترین برج دنیا یعنی تایپه 101 برگزار شده بود، صحبت کردن و گپ زدن با برو بچه های اورکلاکر تقریبا از تمام دنیا بود. همونطور که می دونید، خیلی از اون ها از بهترین های جهان هستند و خوب همه خوشحال بودند که می تونند دوباره در کنار هم باشند و یه مسابقه خوب رو تجربه کنند. اما مساله مهم برای اون ها، برنامه های فردا بود. با بیشترشون که صحبت می کردی با بی خیالی از نتیجه صحبت می کرند و فقط امیدوار بودند که بتونن روز خوبی رو در کنار هم داشته باشند و از تجربیات همدیگه استفاده کنند. اما نکته خیلی جالب این بود که همه بیش تر در حال گرفتن عکس و فیلم برداری بودند تا اینکه به فکر کوش کردن به سخنرانی و مراسم باشند! تقریبا هر بار که آدم جدیدی یشروه به صحبت می کرد می تونستی کلی دوربین های جو و واجور رو ببینی که بالا می اومدن و کلی نور فلش که روشن و خماوش می شد. جو واقعا خیلی صمیمی بود. من باور نمی کردم که این همه آدم از چهارگوشه دنیا اینطور با خوشحالی بتونن دور هم جمع بشن و اصلا هیچ جیزی جز لذت بردن از بودن با همدیگه در ذهنشون نباشه. تجربه بی نهایت عالی بود که امیدوارم شما هم بتونید یه روز به دست بیارید. در نهایت مهمونی در حدود ساعت 10 شب به وقت تایپه تموم شد و ما برگشتیم هتل. اما در حاشیه چیزی که خیلی جالب بود، نگاه کردن به شهر از فراز بلندترین برج دنیا بود. البته ما در طبقه 37 بودیم و همونطور که میدونید این برج 101 طبقه داره. اما باز هم طبقه 37 ارتفاع خیلی زیادی داشت و دیدن شهر زیر پاها حس خیلی خوبی می داد.
بعد از برگشتن به هتل کار ما تازه شروع شد. اولین وظیفه من خریدن غذا بود، به خاطر اینکه غذاهای تایوانی اصلا به مذاق بچه ها سازگار نبود و تقریبا همه گشنه بودیم. بعد از اینکه یه غذای حاظری خوردیم، علیرضا شروع کر به آماده کردن قطعاتش و خوب البته من هم یه کمی کمکش کردم. اما زود خوابم گرفت! نیمه های شب محمد رضا هم با سلام و صلوات رسید و تیم کامل شد. بعد اینه سلام و علیک کردیم و البته اظهار خوشحالی از دیدن همدیگه، عیرضا به همراه محمد رضا باقی کارها رو دست گرفتن و من هم شروع کردم به چرت زدن! و اما امروز، روز بزرگ، بالاخره اومد. بعد از این همه آماده سازی و برگزاری مسابقات مقدماتی و اردو زدن و این ور و اون ور دویدن، بالاخره می تونیم نتیجه تلاش ها رو ببینیم. مراسم از ساعت 7:30 تو هتل گراند هیات تایپه در طبقه سوم شروع شده و بچه ها در حال حاظر می خوان سیستم خودشون رو آماده کنند. راستش از بعضی چیزها خیلی خوشم، مثلا عکس تمام بچه ها رو گرفته بودن و همه رو روی یک تابلوی بزرگ چاپ کرده بودند. هرکسی که می اومد، زیر اسمش رو امضا می کرد و تقریبا تمام تیم ها با همدیگه و در کنار عکس بقیه شرکت کننده ها عکس یادگاری گرفتن. بعد مراسم ثبت نام و انتخاب میز شروع شد هر تیم به شکل شانسی یک شماره رو برمیداشت و در کنار ناباوری شماره یک به ایران رسید. بچه ها تو اولین میز جا گرفتن و کار خودشون رو شروع کردو. الان علرضا و محمدرضا رو می بینم که سرشون بدجوری تو سیستم فرو رفته. علیرضا صبح و قبا از اومدن به اینجا اونقدر هیجان داشت که من فکر می کردم الان سکته می کنه اما ظاهرا سالم مونده! من هم به عنوان همراه تیم، اومدم و نشتستم دارم گزارش می نویسم، تقریبا از تمام دنیا اینجا آدم هست. از کشورهای درست و حسابی و نه از این کشورهای که تهشون استان داره!!! (مثل قرقیزستان و افغانستان و ترکمنستان!) بیشترین شرکت کننده ها از آسیا هستند و از اروپای غربی و البته بعد از اون هم آمریکا. از آفریقا تنها یک تیم و اون هم از کشور آفریقای جنوبی شرکت کرده و از آمریکای جنوبی هم هیچ تیمی حضور نداره. از خاور میانه هم تنها ایران توی این مسابقات شرکت کرده که این موضوع هم در نوع خودش جالب توجهه! کمتر از نیم ساعت دیگه مسابقه اصلی شروع می شه و فکر کنم کار آماده سازی هم تا اون موقع به پایان رسیده باشه. در هر حال جنگ بالاخره شروع شد! سعی می کنم پس از پایان دور اول که مسابقه اورکلاک کردن مادربردهای P45 هست، نتایج رو اعلام کنم. امیدوارم که بتونیم نتیجه خوبی بگیریم. برامون دعا کنید.
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 7:46 توسط بهزاد فرخی
|
|
|||||
|
|||||