|
همه با هم اورکلاک!
|
|
|
|
||||
|
خوب پس از تاخیرهای فراوان دوباره برگشتم تا وبلاگ را یکبار دیگه به روز کنم. چند روزی از برگزاری و تمام شدن مسابقات گذشته و من متاسفانه فرصت نکرده بودم تا به وبلاگ سری بزنم. از همه دوستان ممنونم که آمدند و نظر دادن و ما را با نظرهای خوبشان پشتیبانی کردند. خبر ها را که حتما خانده اید. نتایج مشخص شده و جایزه ها تقسیم و خوب البته همانطور که انتظار میرفت ما نتوانستیم به جایگاه خیلی خوبی دست پیدا کنیم. تیم ما بعد از فراز و نشیب های فراوان توانست مقام چهاردهم را در بین 25 تیم کسب کند. البته شاید در نگاه اول نتیجه چندان خوب نباشه اما راستش را بخواهید انتظار معجزه نداشتیم و معجزه هم ندیدیم. بضاعت تیم ما اگر چه کم نبود اما شاید در مقایسه با انبوه تیم های صاحب نام و با تجربه ای که در مسابقات شرکت کردند کافی هم نبود. به هر حال، مسابقه به خودی خود فرصت بسیار خوبی بود برای ما، برای حظور و البته برای کسب تجربه برای میدان های دیگر. همانطور که فهمیدید تیم سوئد2 در نهایت توانست مقام اول را با فاصله زیادی کسب کند و جایزه 5000 دلاری را هم به خودش اختصاص دهد. البته کشور سوئد دارای دو تیم بود که آن یکی نتوانست به مقامی دست پیدا کند. نکته جالب اینجا بود که یکی از بچه های این تیم اهل نروژ بود اما نمی دانم چطور حاظر شده بود بیاید و زیر پرچم سوئد مسابقه دهد! تیم سوئد می توانم به جرات بگویم که از ساکت ترین و آرام ترین تیم های حاظر در مسابقات بود. به نظر من که حتی اگر برنده جایزه اول نمی شدند باید جام اخلاق را می گرفتند. اما متاسفانه مسابقات جام اخلاق نداشت و از آن طرف خوشبختانه این تیم توانست مقام اول را کسب کند. در رتبه های بعدی هم به ترتیب تیم های روسیه و تیم آمریکا 1قرار گرفتند. کشور آمریکا هم مثل سوئد دارای دو تیم بود. به غیر از این دو کشور تنها کشور دو تیمه دیگر چین بود که به نظر من با توجه به جمعیتش جا داشت که تا 10 تیم هم داشته باشد! و اما روسیه به عنوان تیم دوم از شلوغ ترین و پر سروصدا ترین تیم ها بود. به قدری سر و صدا و بالا و پایین پریدن از این تیم دیدیم که واقعا کلافه شدیم. این تیم در پایان امتیاز مساوی با آمریکا را کسب کرد اما به دلیلا قوانین موجود در مسابقه که می گفت اگر دو تیم در امتیاز ها مساوی شوند امتیاز بیشتر در 3DMark06 برنده را مشخص میکند، تیم روسیه به دلیل کسب امتیاز بالاتر در 3DMark06 توانست رتبه دوم را به خود اختصاص دهد. در انتها نیز، تیم آمریکا1 علیرقم تساوی با تیم روسیه مقام سوم را ازآن خود کرد و جایزه 1000 دلاری را گرفت. می توان گفت تیم آمریکا هم یکی از آن تیم های کم سر و صدا و بی حاشیه بود که آرام آمد و کار خود را کرد و آرام هم رفت. و اما مسابقه. در کل همه از سیستم های خنک کننده دست سازی استفاده می کردند که توسط خودشان طراحی شده بود. سیستم ها رنگ و وارنگ و در اندازه های مختلف بودند. تقریبا همه از 3 قطعه خنک کننده استنفاده می کردند. یک بلوک برای پردازنده و دو بلوک برای دو کارت گرافیکی در پیکره بندی CrossFire دیدن این صحنه ها و این همه نوآوری از طرف کسانی که فقط به دلیل علاقه و با پول خودشان این همه کار کرده بودند واقعا عالی بود. از سوی دیگر جو دوستانه ای که در مسابقات وجود داشت بی نظیر بود. در کل من نه حرفی از سیاست شنیدم و نه بحثی راجب به ملیت. هرچه بود دوستی بود و کمک. جای شما خالی یکی از چیزهایی که ما خیلی فکرش را نکرده بودیم رطوبت بی نهایت زیاد جزیره تایوان بود. این کشور از نظر رطوبت هوا یک چیزی است در مایه های شمال خودمان آن هم در وسط گرمای تابستان. هوای بی نهایت شرجی است و البته گرم. راستش در تهران ما زیاد با مشکل رطوبت مواجه نبودیم به همین دلیل هم تجارب ما برای مقابله با رطوبت در حد یک عایق کاری معمولی بود. اما آنجا رطوبت یک واقعیت وحشتناک در هنگام کار با نیتروژن مایع است. تمام زندگی شما در تایپه یخ می زند، فقط کافی است که کمی نیتروژن مایع روی آن بریزید. راستی داشتم از دوستی و رفاقت می گفتم که یک دفعه رفتم سر رطوبت. اما راستش این دوتا چندان هم بی ربط نبودند. باورتان نمی شود، حتی در گرماگرم مسابقه هم که همه به شدت درگیر هستند و سعی می کنند چپ و راست رکورد بشکنند، تیم های حاظر تا توانستند به ما کمک کردند. از هندی ها گرفته تا روس ها و همینطور بقیه که ما را حسابی راهنمایی کردند. مثلا هندی ها یادمان دادند که گریس را چطور و کجا های مادربرد بمالیم که بهتر عایق شود و یا روس ها با مشعلی که آورده بودند کمکمان کردند تا یخ های روی مادربرد را آب کنیم. من که تعجب کرده بودم! مگر اینجا میدان مسابقه نبود؟ مگر همه نمی خواستند دیگران را از میدان به در کنند؟ پس این همه کمک و رفاقت از کجا می آمد؟ واقعا اگر همه کارهای دنیا حتی رقابت ها و چشم هم چشمی هایش مثل مسابقات اورکلاکینگ باشد دنیا گلستان خواهد شد. چیزی که خیلی بیشتر از اورکلاک، اورکلاکینگ، سخت افزار، رقابت، مسابقه و همه این چیزهایی که برایش جمع شده بودیم به چشم من آمد رفاقت بود و دوستی و مثل هم بودن. تا عمر دارم یادم نخواهد رفت. فقط می توانم بگویم بی نظیر بود، بی نظیر!!! و اما در مسابقات آزاد اوضاع کمی فرق می کرد. هر کسی با قطعات خودش آمده بود و هدف هم شکستن رکوردهایی بود که در وب سایت hwbot ثبت شده بودند. در این قسمت هم باز آمریکایی ها درخشیدند و این بار تیم دوم آن ها توانست رتبه اول را کسب کند و جایزه 3000 دالاری را از آن خود کند. البته در این بخش با این که نام آزاد را یدک می کیشد، قوانینی هم وجود داشت. دوتا از قوانین که شاید تو ذوق خیلی ها زد و جلوی خیلی ازنقشه های آن ها را گرفت، این ها بودند: شرکت کنندگان حتما باید از مادربردها و یا کارت های گرافیکی ساخت شرکت گیگابایت استفاده می کردند و البته همچنین شرکت کنندگان موظف به استفاده از پلاتفورم اینتل بودند. این مساله باعث می شد که امکان استفاده از پیکره بندی SLI کلا از میان برود. چون گیگابایت هیچ مادربردی بر پایه پلاتفورم اینتل که بتواند این پیکره بندی را بر روی آن اعمال کرد تولاید نکرده بود و به همین دلیل یکی از مهمترین پلاتفورم ها از این مسابقات حذف شده بودند. البته همه این قوانی از مدت ها قبل به اطلاع شرکت کنندگان رسیده بود و آن ها حدود یک ماه پیش از آن لیست قطعات خود را فرستاده بودند تا توسط داورها تایید شود. برای همین همه با دید باز پا به مسابقه آزاد گذاشتند. تیم ایران در این بخش تقریبا از همان قطعات بخش اول استفاده کرد. گیگابایت یک امتیاز ویژه برای تیم ما در نظر گرفت و اجازه داد از تجهیزات بخش اول یعنی مسابقه اورکلاک P45 استفاده کنیم. البته ما قطعات خودمان را هم به همراه برده بودیم اما راستش به بعضی از آن ها اصلا نیازی نشد. در کل ما در آن بخش از پردازنده E8500 برای آزمایش ها استفاده کردیم. همانطور که میدانید، Intel Core2 Duo E8500 یکی از بهترین پردازنده ها برای اورکلاک است. اما خوب همانطور که حدس مسزدیم در این بخش هم نتوانستیم رکوردی بشکنیم. یکی از واقعیت های خیلی تلخی که در باره اورکلاک وجود دارد این است که اورکلاک بی نهایت به شانس وابسته است. شما ممکن است دو سیستم کاملا مانند هم داشته باشید اما یکی از ان هاب ه راحتی و تا حد زیادی اورکلاک شود اما آن یکی نه! خوب من فکر می کنم بهتر است برخی از ناکامی هایمان را هم به گردن شانس بیاندازیم، همانطور که بسیاری از دیگر تیم ها انداختند و همانطور که خیلی بیشترشان به خاطر همین شانس بد ناکام شدند، درست مثل ما! به عنوان اختتامیه هم می خواستم نتایج را بگذارم اما دیدم راستش هم اینکه می توانید آن ها را در وب سایت www.gooc2008.com پیدا کنید. خیلی مرتب تر و خوشگل تر و خوب دوباره کاری کردن خیلی کار عاقلانه ای نیست و هم از طرف دیگر چند روزی از مسابقه گذشته و شاید آن هیجان قبل وجود نداشته باشد در باره نتایج. گفتم چیزهایی را بگویم که شاید دانستنش برای شمایی که کنار گود نشسته بودید جذاب تر باشد. در نهایت، این دوره هم با همه خوبی و بدی هایش گذشت، و ما هم هرچه بخواهیم بهانه عدم تجربه و بد شانسی بیاوریم باز هم نمی توانیم از مسئولیتی که داشتیم شانه خالی کنیم. پس بهتر است بر خلاف بقیه تیم های کشورمان، مرثیه گویی را کنار بگذاریم و خودمان را برای دوره های بعد آماده کنیم. چه دوست داشته باشیم و چه نه، از این مسابقات تنها توشه ای از تجربه مانده است که شاید آن هایی که تازه قدم در راه می گذارند بتوانند به آن نگاهی بیاندازند و بهره ای بگیرند. راستی، وبلاگ ما هنوز زنده است و نفس می کشد، می خواهیم حفظش کنیم، دوست داریم با کمک شما ادامه بدهیم و می دانم طی این مدت آنقدر دوست های خوب پیدا کرده ایم که حداقل از نظر فکری پشتیبانیمان کنند. دست به سویتان دراز کرده ایم منتظریم تا دست های گرمتان را بفشاریم.
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 16:33 توسط بهزاد فرخی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
الان که دارم این مطلب رو می نویسم مسابقات در جریانه. ساعت به وقت تایپه 9:45 هست اما به احتمال زیاد تو ایران شما در خواب خوش به سر می برید به خاطر اینکه الان اونجا باید ساعت 5:10 صبح باشه. این یعنی حدود 4 ساعت و نیم اختلاف. به هر حال... دیشب که شب 24 سپتامبر بود، مراسمی برگزار شد که می شه گفت یه جور مراسم خوشآمد گویی بود. یعنی نه دقیقا خوش آمد گویی. یه جور معرفی و حوش آمد گویی و شام و همه این چیزها. اما خوب راستش زیاد بد نبود. ولی خوب ویزای یکی از بچه های تیم به مشکل خورد و یه روز دیرتر رسید. یعنی دیشب ساعت 12 شب و خوب ما هم همش تو مراسم نگران بودیم که نکنه نتونه به موقع برسه و یا اینکه معطل بشه و از این حرف ها اما به لطف خدا و تلاش دوستان خودش رو تونست برسونه. ولی به هر حال مراسم دیشب رو از دست داد. راستش نمی دونم چرا اینقدر دارم پراکنده گویی می کنم اما جو مسابقات واقعا سنگینه. می دونید وقتی توی یک کشور غریب (!) با کلی آدم خارجی که هرکدوم تجربه شرکت تو ده تا مسابقه مثل این رو دارند مواجه می شید، هول شدن و خودتون رو باختن طبیعی ترین چیزیه که ممکنه باهاش مواجه بشید. اما خوب بعد از این همه مقدمه بریم سر اصل مطلب! مراسم دیشب بیشتر درباره معرفی محصولات جدید بود. کلی آدم اومدن و خیلی کوتاه حرف های خودشون رو زدن و رفتن. اما اصلی ترین چیزی که دیشب معرفی شد، مادربردهای جدید گیگابایت بر پایه چیپ ست های X58 بود و البته تکنولوژی جدید گیگابایت که با نام Ultra Durable3 شناخته میشه و به زودی در محصولات جدید مورد استفاده قرا خواهد گرفت. بعد هم یه مقدار در رابطه با چیپ ست های X58 و پردازنده های جدید اینتل شد که کی میان و چه روزی معرفش خواهند شد. البته خوب مهمترین بخش مهمونی دیشب که در بلند ترین برج دنیا یعنی تایپه 101 برگزار شده بود، صحبت کردن و گپ زدن با برو بچه های اورکلاکر تقریبا از تمام دنیا بود. همونطور که می دونید، خیلی از اون ها از بهترین های جهان هستند و خوب همه خوشحال بودند که می تونند دوباره در کنار هم باشند و یه مسابقه خوب رو تجربه کنند. اما مساله مهم برای اون ها، برنامه های فردا بود. با بیشترشون که صحبت می کردی با بی خیالی از نتیجه صحبت می کرند و فقط امیدوار بودند که بتونن روز خوبی رو در کنار هم داشته باشند و از تجربیات همدیگه استفاده کنند. اما نکته خیلی جالب این بود که همه بیش تر در حال گرفتن عکس و فیلم برداری بودند تا اینکه به فکر کوش کردن به سخنرانی و مراسم باشند! تقریبا هر بار که آدم جدیدی یشروه به صحبت می کرد می تونستی کلی دوربین های جو و واجور رو ببینی که بالا می اومدن و کلی نور فلش که روشن و خماوش می شد. جو واقعا خیلی صمیمی بود. من باور نمی کردم که این همه آدم از چهارگوشه دنیا اینطور با خوشحالی بتونن دور هم جمع بشن و اصلا هیچ جیزی جز لذت بردن از بودن با همدیگه در ذهنشون نباشه. تجربه بی نهایت عالی بود که امیدوارم شما هم بتونید یه روز به دست بیارید. در نهایت مهمونی در حدود ساعت 10 شب به وقت تایپه تموم شد و ما برگشتیم هتل. اما در حاشیه چیزی که خیلی جالب بود، نگاه کردن به شهر از فراز بلندترین برج دنیا بود. البته ما در طبقه 37 بودیم و همونطور که میدونید این برج 101 طبقه داره. اما باز هم طبقه 37 ارتفاع خیلی زیادی داشت و دیدن شهر زیر پاها حس خیلی خوبی می داد.
بعد از برگشتن به هتل کار ما تازه شروع شد. اولین وظیفه من خریدن غذا بود، به خاطر اینکه غذاهای تایوانی اصلا به مذاق بچه ها سازگار نبود و تقریبا همه گشنه بودیم. بعد از اینکه یه غذای حاظری خوردیم، علیرضا شروع کر به آماده کردن قطعاتش و خوب البته من هم یه کمی کمکش کردم. اما زود خوابم گرفت! نیمه های شب محمد رضا هم با سلام و صلوات رسید و تیم کامل شد. بعد اینه سلام و علیک کردیم و البته اظهار خوشحالی از دیدن همدیگه، عیرضا به همراه محمد رضا باقی کارها رو دست گرفتن و من هم شروع کردم به چرت زدن! و اما امروز، روز بزرگ، بالاخره اومد. بعد از این همه آماده سازی و برگزاری مسابقات مقدماتی و اردو زدن و این ور و اون ور دویدن، بالاخره می تونیم نتیجه تلاش ها رو ببینیم. مراسم از ساعت 7:30 تو هتل گراند هیات تایپه در طبقه سوم شروع شده و بچه ها در حال حاظر می خوان سیستم خودشون رو آماده کنند. راستش از بعضی چیزها خیلی خوشم، مثلا عکس تمام بچه ها رو گرفته بودن و همه رو روی یک تابلوی بزرگ چاپ کرده بودند. هرکسی که می اومد، زیر اسمش رو امضا می کرد و تقریبا تمام تیم ها با همدیگه و در کنار عکس بقیه شرکت کننده ها عکس یادگاری گرفتن. بعد مراسم ثبت نام و انتخاب میز شروع شد هر تیم به شکل شانسی یک شماره رو برمیداشت و در کنار ناباوری شماره یک به ایران رسید. بچه ها تو اولین میز جا گرفتن و کار خودشون رو شروع کردو. الان علرضا و محمدرضا رو می بینم که سرشون بدجوری تو سیستم فرو رفته. علیرضا صبح و قبا از اومدن به اینجا اونقدر هیجان داشت که من فکر می کردم الان سکته می کنه اما ظاهرا سالم مونده! من هم به عنوان همراه تیم، اومدم و نشتستم دارم گزارش می نویسم، تقریبا از تمام دنیا اینجا آدم هست. از کشورهای درست و حسابی و نه از این کشورهای که تهشون استان داره!!! (مثل قرقیزستان و افغانستان و ترکمنستان!) بیشترین شرکت کننده ها از آسیا هستند و از اروپای غربی و البته بعد از اون هم آمریکا. از آفریقا تنها یک تیم و اون هم از کشور آفریقای جنوبی شرکت کرده و از آمریکای جنوبی هم هیچ تیمی حضور نداره. از خاور میانه هم تنها ایران توی این مسابقات شرکت کرده که این موضوع هم در نوع خودش جالب توجهه! کمتر از نیم ساعت دیگه مسابقه اصلی شروع می شه و فکر کنم کار آماده سازی هم تا اون موقع به پایان رسیده باشه. در هر حال جنگ بالاخره شروع شد! سعی می کنم پس از پایان دور اول که مسابقه اورکلاک کردن مادربردهای P45 هست، نتایج رو اعلام کنم. امیدوارم که بتونیم نتیجه خوبی بگیریم. برامون دعا کنید.
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 7:46 توسط بهزاد فرخی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گیگابایت در سایت رسمی مسابقات یک سیستم رای گیری راه اندازی کرده تا کاربران پیشاپیش برنده مسابقه را پیش بینی کنند. شما هم می توانید برنده مسابقه را از هم اکنون حدس بزنید و در قرعه کشی مادربرد گیگابایت شرکت کنید.
جهت رای دادن باید وارد سایت رسمی مسابقات به آدرس http://gooc2008.gigabyte.com.tw شده و بر روی Guess the Winner كليك كنيد.
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 16:42 توسط علیرضا حقدوست
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سيستم خنك كننده نيتروژن مايع يكي از ملزوماتي است كه جهت شكستن ركوردهاي اوركلاكينگ در دنيا به كار گرفته ميشود، دماي جوش نيتروژن مايع خالص ۱۹۶- درجه هست كه در اوركلاكينگ جهت خنك سازي سطح CPU و GPU به كار ميرود. آزمايشگاه كوچك ما هم به لطف دوستان بزرگواري كه براي كسب افتخار ايران و ايراني و آمادگي جهت رقابت در مسابقات بينالمللي به اين سيستم خنك كننده تجهيز شد. مخزن حاوي نيتروژن مايع را ديروز تحويل گرفتم و در اولين اقدام، دماي آن را اندازه گيري كردم ، 171.5- درجه سانتيگراد :
نكات ايمني كار با نيتروژن مايع برگرفته از وبلاگ Behzad-2 - از ظروف آهنی يا چوبی برای نگهداری نيتروژن مايع يا حمل و نقل آن استفاده نمايد. - نيتروژن مايع بی رنگ، بی بو، بی مزه و کشنده است. نيتروزن مايع به سرعت ميزان اکسيژن محيط و بافت و هر قسمتی که روی آن ريخته شود ا کاهش داده و باعث ايجاد Saffocation می گردد. بنابراين هرگز نبايد برای کنترل آن داخل ظرف را ديد. مزه يا بو نمود زيرا به سرعت استنشاق می گردد. به همين خاطر نيتروژن مايع بخار می شود باعث کاهش شديد غلظت اکسيژن هوا شده و ممکن است باعث سرگيجه ، بی هوشی و حتی مرگ گردد. - نيتروژن مايع بی نهايت سرد است و يکی از مهمترين و حساس ترين نقاط بدن چشم ها است که به سرعت پس از تماس کوچک با نيتروژن مايع صدمات جدی می بيند. - نيتروژن مايع مشاهده شدنی نيست وقتی در معرض هوا قرار می گيرد ابر بخار تشکيل شود فقط رطوبت است در حالی که گاز نيتروژن به تنهايی قابل ديدن نيست. - پس از استفاده باقی مانده نيتروژن مايع را فقط در محيطهای سرباز و فقط روی زمين خالی نمايد. - ظروف نگهداری نيتروزن مطلع در جای تميز و خشک بدور از رطوبت ، مواد تميز کننده و مواد شيميايی يا ساير خورنده های شيميايی نگهداری کنيد . اين ظروف را فقط با آب يا محلولهای دترجنت ضعيف بشوئيد و سپس خشک نمائيد. - ميزان بخار شدن نيتروژن مايع بسته به زمان، موقعيت و شکل ظروف نگهداری و نحوه استفاده از ان متفاوت است. بازو بسته نمودن مستمر يا حرکت دادن ظرف حاوی نيتروژن از ميزان اثر سرمازائی می کاهد . سطح نيتروژن مايع را در ظرف هر هفته بايد اندازه گيری شود و مطمئن باشيد که به اندازه کافی بوده تا به مواد نگهداری شده در آن صدمه وارد نشود. - اگر نيتروژن مايع سريعتر از حد معمول بخار می شود بايد نسبت به تغيير ظرف نگهداری و محيط نگهداری آن اقدام نمود. - در مواقعی که شخصی بوسيله نيتروژن مايع دچار سرگيجه شد يا کمی بی هوش گرديد او را به محيطی که کاملا" باز باشد ببريد و از يک پزشک کمک بگيرد. اگر تنفس برای او مشکل است از اکسيژن استفاده نمايد و در صورت قطع ان از تنفس مصنوعی استفاده کنيد ، او را گرم نگهداريد تا پزشک از راه برسد. - اگر نيتروژن مايع روی دست ، پا و يا صورت بريزد بايد محل آسيب ديده را با دمای طبيعی بدن به سرعت هر چه بيشتر گرم نگهداشت، پوشش ناحيه را بايد از پوست جدا کرد و ناحيه را بايد از پوست جدا کرد و ناحيه را در حمام آب 42 تا 45 درجه سانتی گردد غوطه ور کرد.
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 16:32 توسط علیرضا حقدوست
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
قبل از اينكه آزمايشهاي اصلي اوركلاكينگ با سيستم خنك كننده نيتروژن مايع رو آغاز كنيم، صرفا براي دست گرمي و آشنايي هرچه بيشتر با محدوديت سيستم زير بارمون، چندين بار به جاي نيتروژن مايع از يخ معمولي براي خنك سازي پردازنده استفاده كرديم، كار جالبي بود اما دردسر زياد داشت چون يخ سريع ذوب ميشد و محفظه ما رو پر از آب ميكرد. سيستم زير بار قبل از بسته شدن كانتينر مسي پردازنده در شكل زير نشان داده شده.
![]() بعد از قرار گرفتن و چفت شدن كانتينر مسي روي سطح پردازنده، سيستم آماده پرواز خواهد بود، پروازي با سرعت چند گيگاهرتزي با سوخت يخي :
![]() متاسفانه عمليات با اتمام سوخت متوقف شد و فرصت نشد بيشتر از اين روي Core 2 Duo E8500 تمركز كنم، اين پردازنده 3.16 گيگاهرتزي با يخ معمولي تا 4.51 گيگاهرتز اوركلاك شد، تصوير زير نمايي از سيستم راهاندازي شده با اين فركانس و آزمايش آن با نرم افزار superPI هست. ![]() بر روي تصوير كليك كنيد تا بزرگ شود. يكي از دردسرهاي كاركردن با يخ اينه كه هنگام تخليه آب از داخل كانتينر نياز به دقت فوقالعادهاي هست كه از لبههاي كانتينر قطرات آب نشت نكنند، با اينكه من خيلي به اين موضوع دقت ميكردم، اما وقتي كانتينر را باز كرديم با نماي شكل زير مواجه شديم : ![]() پردازنده Core 2 Duo E8500 در آب
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 11:37 توسط علیرضا حقدوست
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تو اين روزها تيمهاي مدعي قهرماني مسابقات، به شدت در حال تمرين و آمادگي براي كسب مقام هستند، تيم هايي كه تا به حال بارها و بارها در مسابقات مشابه مقام آوردند و با غرور و افتخار، پا به رقابت با ديگران ميگذارند. در اين ميان تيم كوچك و كم تجربهما هم در اردوي آمادگي است، مكان استوديو انيميشن سازي مبنا، زمان صبح خروس خون تا ساعتها پس از افطار.
![]() كار من با كار بقيه كارمندان اين استوديو، خيلي متفاوت و از منظر برخي عجيب هست، اين جا من يك ميز دارم و يك خط اينترنت، اما ارزشمند تر از همه، دوستان خوبي است كه اينجا پيدا كردم. شايد تعجب آور باشه كه آزمايشگاه كوچكما چطور سر از اين استوديو در آورده، اما براي من مهم اين هست كه وجود داره. با اينكه ساير همسفران به دليل مشغلههاي خود، كمتر اين دور و بر پيداشون ميشه، اما تنهايي اينجا نعمت بزرگي هست، كمكم ميكنه بر روي كارم تمركز داشته باشم: ![]() همزماني اين برنامه با ماه رمضان، هر روز من رو مهمان سفره افطار بچههاي استوديو مبنا كرده، جا داره ازشون تشكر كنم و اميدوارم بتونم اين دوستان و تمامي افرادي كه در فراهم آوردن امكانات و تجهيزات اين آزمايشگاه بدون هيچ منتي كمك كردم، سربلند كنم.
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 11:8 توسط علیرضا حقدوست
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
راستش را بخواهید همه چیز از پارسال شروع و شد و ازان سرماس سخت و طاقت فرسای زمستان. گیگابایتی ها مثل همیشه یک نقشه ای داده بودند که از قرار معلوم ما باید اجرایش می کردیم. اما راستش را بخوهید این نقشه ای بود که در ذهن خودمان هم بود اما آنور آبی ها را همانطور که می دانید نمی شود به این راحتی ها راضی کرد. می دانید که، آنها کارشان مثلا نظم دارد و وقتی چیزی بهشان می گویی، سریع کتاب و دفتر را باز می کنند، حساب می کنند و تخمین زنند و مینویسند وخط می زنند تا ببیینند چه بکنند و چه نکنند، یا اینکه اصلا بکنند یا نکنند!!!! از قضا، بعد از مدتی که پیشنهاد بهشان داده شده بود، حساب و کتاب هایشان را کردند و گیر دادند که بیاید اجرا کنید و همین حالا هم اجرا کنید. توی اون سرمای زمستان که بخار از دهن ادم در نیامده روی هوا یخ می بست، حالا ماباید کاری می کردیم کارستان. اینجا بود که دیپلماسی با دست پس بزن و با پا پیشبکش ایرانی شروع شد و بعد از کلی تلاش و تقلا، قرار شد که مراسم بیافتد بعد از عید که هم مردم بتوانند بیایند و اسیر برف و یخ بندان نشوند و هم ما فرست بیشتری برای ساخته و پرداخته تر کردن کار داشته باشیم. در نهایت اسم مراسم شد فستیوال اورکلاک و تاریخ هم افتاد به اردیبهشت ماه سال بعد. حالا فراقت کافی داشتیم تا ببینیم چه می خواهیم و چه می توانیم! سامان حیدری مستقیما در گیر کار شد، من و بقیه دوستان هم شروع کردیم به کار کردن البته نه به شدت سامان. خلاصه اینکه با رایزنی های صورت گرفته وب سایت اورکلاکیت راه افتاد و قبل از عید هم راه افتاد. در حال حاظر هم مثل همیشه سرفراز(!) بر پا و در حال کاره. و خوب ادامه ماجرا و جزییات اجرایی...
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 14:0 توسط بهزاد فرخی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
از جمله قطعاتي كه در مسابقات تايوان حتمي
بهش نياز پيدا كنيم، كانتينر مسي هست كه نيتروژن مايع را كه به منظور خنك سازي سطح
CPU و GPU استفاده ميشه داخلش
ريخته ميشود، اين قطعات همه دست ساز هستند و برند مشخصي براي فروش آنها شناخته
شده نيست، به همين خاطر از همون روزهاي اول جستجو براي پيدا كردن طرح مناسب و
تراشكار مس خبره رو آغاز كردم تا بتونه اين قطعات را بهترين كيفيت برامون بسازه. در نهايت اين جستجو منتهي شد به آقاي
ميثم شيخ الاسلام، شخصي علاقهمند و خلاق كه من واقعا از آشنايي با ايشان در جريان
اين كار افتخار ميكنم، من طرح رو براي ايشون توضيح دادم و ايدههاي طراحي خودم رو
براشون بازگو كردم، اما ايشون با خلاقيت خودشون، در نهايت كار كامل و ايدهآلي را
تحويل دادند.
![]() تو شكل بالا شمش مسي رو به صورت استوانه تراش داده تا بيوفته روي اون لوله، ضمن اينكه سطح مقطع تماس با پردازنده را هم براي Socket 775 يك نيمچه استوانه شبيه سكه دادم در بياره به قطر 29 ميليمتر ![]() تو شكل بالا، داخل استوانه مسي خالي كرده كه اين كار حدودا نصف روز از
تراشكار بيچاره زمان برد، مي گفت كه خيلي تراش دادن و خالي كردن اين قطعه
سخت بوده، داخلش هم يك استوانه خيلي كوچك تراش خرده تا سطح تماس مس رو با
مايع خنك داخل كانتينر جهت انتقال حرارت افزايش بده.
اينم نمايي از بغل
![]() شکل نهايي كانتينر CPU البته در اين تصوير هنوز LAP نشده . ![]() پس از سنباته خودرن و Lap شدن:
این هم نمایی دیگر از کانتینر پردازنده. در نهایت پس از عایق کاری و بستن اتصالات ، کانتینر پردازنده به صورت زیر در خواهد آمد. سطح تماسی کانتینرهای کارت گرافیک هم به صورت شکل زیر تراش خورده، ضایده هایی که در تصویر سمت چی می بینید، فین هایی هستند که موجب افزایش سطح تماسی و انتقال حرارت از مس به LN2 می شوند. این دو قطعه روی لوله های 40 میلیمتری که از زیر بسته شده و از کنار برش خورده بودند، جوش داده شدند.
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 11:33 توسط علیرضا حقدوست
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یکی بود یکی نبود
زیر گنبد کبود، غیر از خدا یه اورکلاکر نشسته بود. اورکلاکره خیلی خدا بود، استاد سوزوندن سی پی یو و مادربردها بود، اما حالا غم دلش رو گرفته بود، واسه همین، زانو به بغل، یه گوشه ای نشسته بود! اما چرا اورکلاکر قصه ما این همه غصه داشت؟ توی دلش این همه حرف نگفته داشت؟ اور کلاکر قصه ما، واسه خودش کسی بود، توی سرها سری داشت، خیلی چیزها می دونست، فروم باز ماهری بود! اما دریغ، بدون هیچ توقعی. بی هیچ امید تنهای تنها، از زور غصه، چشم هاش نمی دید! رفیقاش و دعوت کرده بودند، اون ها رو جزو آدم ها آورده بودن، به یه چیزی که خارجکی های با ادعا، با کلی قر و ناز و ادا، اسمش رو گذاشته بودند فستیوال اورکلاک و کلی سرو صدا کرده بودند مثل کولاک! اما اون نمی دونست چرا، نمیتونه بره توی این ماجرا! اما مثل اینکه خدا باهاش یار بود و اسه همین همه کارهاش راست بود. یه رفیقی داشت که از خیلی قدیم ها اون رو میشناخت! از قضای روزگار، این آدم بی قر و ادوار، بعد از اینکه کلی دور خودش چرخیده بود مثل پرگار، توی همون شرکت بزرگ و پر افتخار (!) که همه می گفتند اسمش آواژنگه و باعث این همه سرو صدا و دنگ و فنگه و می خواد این فستیوال رو برگزار کنه تا همه اورکلاکر های رو آواره کنه، یه کاره ای بود، کاره ای که نه، یه کارمند ساده ای بود! اسمش بهزاد بود و فامیلش فرخی، یه آدمی که می تونی باهاش تا تهش بری! زنگ زد به اورکلاکر قصه ما و این تازه شد آغاز ماجرا!
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 16:10 توسط بهزاد فرخی
|
|
|||||
|
|||||